نقش سازمانهای منطقه ایی در اجرای قطعنامه های شورای امنیت
در 31 ژانویه 1992 شورای امنیت برای اولین بار در سطح سران دولتها و حکومت ها تشکیل جلسه داد. هدف از این جلسه یافتن راه هایی جهت تقویت توانایی های سازمان ملل در زمینه حفظ صلح و امنیت بین الملل بود . لذا از دبیر کل سازمان ملل در خواست نمودند که تحلیل و توصیه هایی در مورد راه های تقویت و کارآمد تر ساختن توان سازمان ملل در چارچوب منشور برای دیپلماسی پیشگیری صلح سازی و حفظ ارائه نماید . در حقیقت هدف از این در خواست دست یافتن به نوعی ارزیابی از وقایع سومالی بود که نحوه برقراری صلح و امنیت در منطقه مزبور چندان تحت کنترل سازمان ملل نبود.
پنج ماه پس از این در خواست در 17 ژوئن1992 دبیر کل سازمان ملل آقای پطرس غالي در پاسخ به این درخواست گزارشی تحت عنوان دستور کاری برای صلح تهیه می کند و در آن یکی از راه حل های مبارزه با ناتوانی های سازمان ملل در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی را توسل به سازمانهای منطقه ای و تقویت فصل 8 منشور ملل پیشنهاد می کند.
دبیر کل در پاراگراف 42 دستور کار اظهار می دارد که اساس مفهوم امنیت دسته جمعی مندرج در منشور بر این اصل استوار است که اگر وسایل صلح آمیز با شکست مواجه شدند اقدامات مندرج در فصل7 بنابر تصمیم شورای امنیت بایستی به کار گرفته شوند تا صلح و امنیت بر قرار گردد.از نظر دبیر کل چنین امری انعقاد قراردادهای مذکور در ماده 43 می باشد تا بدان وسیله عضو کمک ها و امکانات مورد نیاز را به طورويژه یا دائم در اختیار شورا قرار دهند.در حال حاضر موانع انعقاد این قراردادها برطرف گشته وصرف ئجود این نیروها همچون یک مانع بازدارنده صلح عمل می کند.زیرا متجاوز احتمالی می داند که شورا ابزار پاسخگویی را در دسترس دارد.
البته چنین نیروهایی احتمالا در مقابله با تهدیدات یک ارتش مجهزبه سلاح های پیچیده ناتوان خواهند بود با این وجود این نیروها می توانند در برابر سایر نیروهای نظامی دارای توان کمتری هستند و قصد تهدید دارند اثر بازدارنده ايي را ایفا نمایند .
پس از ارائه این پیشنهادات وبررسی کاستی های موجود در پاسخگویی به گستره وسیع اختلافات منطقه ایی کنونی و کمبودهای مالی و سازمان ملل دبیر کل در فصل 7 گزارش 3خود به مسئله ی همکاری میان سازمان ملل و سازمان های منطقه ای می پردازند و عنوان می کند«واضح است هیجان ها یا موسسات منطقه ای در بسیاری از موارد دارای توانایی های بالقوهای هستند که باید در جهت جرای وظایف دیپلماسی پیشگیرانه، صلح سازی، حفظ صلح و صلح بانی پس از ختم مخاصمه به موجب منشور، مورد استفاده قرار گینرد هر چند به موجب منشور مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین المللی با شورای امنیت است. اما عملیات منطقه ایی از نظر عدم تمرکز، تفویض اختیار و همکاری با تلاش های سازمان ملل می توانند بار شورای امنیت را کم کنند:»
وی در ادامه اظهار می دارد در دهههای اخیر به پیمان و ها و موسسات منطقه ایی حتی وقتی که اساسا برای نقش حفظ صلح و امنیت در حوزه مناطقشان طراحی شده اند با این دید نگریسته نشده است اما امروزه حس جدیدی وجود دارد مبنی بر این که آنها می توانند کمک کنند اگر شورای امنیت به طور خاص تصمیم بگیرد به یک پیمان یا سازمان منطقه ای اجازه می دهد تا در رسیدگی به یک بحران در داخل منطقه اش رهبری را به دست گیرد این عمل می تواند باعث شده که ارزش سازمان ملل بر اعتبار تلاش منطقه ایی بیفزاید[1]
این پیشنهادات هر چند بسیار توجه توجه بوده لذا سازمان هایی که از نظر جامعه بین المللی واجد شرایط مندرج در فصل 8 منشور ملل متحدئ بودند زیاد نیستند و حفظ در مورد 32 سازمان اتفاق نظر وجود دارد.
1. سازمان کشورهای آمریکایی 2. جامعه عرب 3. سازمان وحدت آمریکا دبیر کل برای حل این مشکل در پاراگراف 61 دستور کار جدیدی از سازمانهای منطقه ایی ارائه می دهد که بسیار موسع است بدین ترتیب امکانات وسیعی برای حفظ صلح و امنیت بین المللی مهیا می کند در این پاراگراف آمده است[2].
منشور عمدتا تعریف دقیقی از پیمان و موسسات منطقه ای ارائه نمی کند لذا، نوعی انعطاف پذیری مفید ایجاد می کند که به گروههای از دول اجازه می دهد و رسیدگی به مسئله ای را که مناسب برای عملیات منطقه ای است و می تواند به حفظ صلح و امنیت بین المللی کمک کند تقبل نمایند چنین انجمنها یا واحدهایی می توانند شامل سازمان های توسعه منطقه ایی عام یا همکاری در مورد یک وظیفه یا موضوع خاص اقتصادی و گروههای باشند که به منظور پرداختن به یک مسئله سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی خاص که در حال حاضر مهم است ایجاد شده اند.
در پاراگراف 62 دبیر کل مثال هایی از گروههای منطقه ایی موجود که می توانند به سازمان ملل کمک نمایند ارائه می کند این گروه ها عبارتنداز:
سازمان وحدت آفریقا، جامعه عرب، سازمان کنفرانس، (در آفریقا) انجمن ملل آسیای جنوب شرق (در آسیا) دوستان دبیر کل (السالوارد)
سازمان کشورهای آمریکائی (در آمریکای لاتین) و کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا (در اروپا)[3]
کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا در اعلامیه اجلاس هلسیکی مورخ 10 ژوئیه 1992 خود را یک سازمان منطقه ایی به مفهوم مندرج در فصل 8 منشور اعلام نمود و در پاسخ به این اعلام آمادگی مجمع عمومی در 28 اکتبر 1992 قطعنامه 1/47 را تصویب نمود و از این تتصمیم کنفرانس استقبال نمود[4]
شورای امنیت نیز در جلسه 316 خرسندی خود را از دیدگاه های دبیر کل، مندرج در پاراگراف های 63، 64، 65 درباره همکاری با سازمانهای منطقه ایی اراز نمود و اظهار داشت که باتنوجه به مفاد مربوطه منشور ملل متحده فعالیت های مجحمع عمومی و چالش های موجود برای صلح و امنیت بین المللی در مرحله جدید روابط بین المللی شورای امنیت اهمیت بسیاری برای نقش سازمانهای منطقه ایی قائل است و نیاز به هماهنگی تلاش های آنها را با سازمان ملل در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی شناسایی می نماید شورا را در چهارچوب فصل 8 منشور از سازمانهای بین المللی دعوت می نماید تا راه ها و ابرازهای تقویت وظائف خود را برای حفظ صلح و امنیت بین المللی در حوزه صلاحیتشان مورد بررسی قرار دهند و تلاش های خود را به گونه ای انعطاف پذیر و مناسب با هر وضعیت خاص، با سازمان فعلی هماهنگ سازند مجمع عمومی هم به نوبه خود گزارش دبیر کل را مورد بررسی قرا می دهدو قطعنامه 12/47 را صادر می کند و در آن به ضرورت همکاری میان سازمان ملل و سازمانهای منطقه ایی در زمینه دیپلماسی پیشگیرانه در حوزه صلاحیت آنها تاکید می نماید[5]
عملکرد مناسب سازمنهای منطقه ای در زمینه حل و فصل مسالمت امیز اختلافات بین المللی موجب می شود که مجمع در 4 دسامبر 1994 قطعنامه 57/49 را تصویب نماید که تحت عنوان «اعلامیه گسترش همکاری میان سازمان ملل و پیمان ها یا موسسات منطقه ایی در حفظ صلح و امنیت بین المللی می باشد.»
استقبال سازمان های منطقه ایی هم از پیشنهاد های دبیر کل جالب توجه بوده پیش از فروپاشی شوروی، سازمان های همچون ناتو و اتحادیه اروپای غربی، که علت وجودی حخود را از دست داده بودند و می بایست به دنبال اهداف جدیدی جهت عملکردهای آتی خود باشند آمادگی خود را برای اجرای قطعنامه های شورای امنیت اعلام کردند[6]
در اجلاس رم در 8 نوامبر 1998 اعلامیهایی صادر شد که در آن دیدگه های جدید در مورد جایگاه ناتو در ساختار امنیتی اروپا و مفاهیم جدید امنیتی آن عرضه گردید. در نهایت یادداشت تفاهمی در دسامبر 1992 یعنی 6 ماه بعد از ارائه دستور کار بیرکل صادر شد. که در بند 4 آن آمادگی سازمان برای حمایت از عملیات حفظ صلح سازمان ملل و کمک به اجرای قطعنامه های شورای امنیت اعلام شده بود[7].
از نظر دبیر کل مهمترین دلیلی که باعث می شود شورای امنیت از سازمانهای منطقه ایی استفاده نماید عدم توانایی سازمان ملل در مقابله با تمام وضعیت هایی است که صلح و امنیت بین المللی در مقابله با تمام وضعیت هایی است که صلح و امنیت بین المللی را تهدید می نماید. البته این گفته نباید موجب تردید در مسئولیت اولیه شورای امنیت در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی گردد و فعالیت سازمان های مزبور باید با اجازه، تحت کنترل و با اختیار شورای امنیت صورت پذیرد.
استقبال مثبت جامعه بین الملل نسبت به پیشنهادات دبیر کل سازمان ملل و تجربیات بدست آمده در درگیریهای سومالی، هانئیتی، گرجستان و یوگسلاوی که در خلال سالهای 1992 تا 1995 ایشان را بر آن داشت تا در ژانویه 1995 گزارش خود را تحت عنوان «مکمل دستور کاری برای صلح supplement to genda for peasce»ارائه نماید و در آن 5 راه مختلف برای همکاری پیشنهاد نماید: 1. مشورت 2. کمک دیپلماتیک (مانند عملکرد سازمان امنیت و همکاری اروپا، افغانستان) 3. کمک عملیاتی (کمک ناتو به نیروی پشتیبانی سازمان ملل در یوگسلاوی) 4. استقرار مشترک نیرو.
وعملکرد جامعه اقتصادی دول آفریقای غربی ecowas در لیبریا و کشورهای مستقل مشترک منافع در گرجستاتن عملیات مشترک (عملیاتی درهائیتي)[8]
آنچه همکاری آغاز شده میان سازمان ملل و سازما های منطقه ایی را در زمینه اجرای عملیات قهر آمیز تعیین می نماید قواعد انعطاف ناپذیر مقررات فصل 8 منشور در باب پیمان های منطقه ایی است البته پاره ای از نویسندگان هم با نظرات دبیر کل مخالف هستند و خانم هیگنز از آن جمله است. ایشان در کتاب عملیات حافظ صلح و سازمان ملل عنوان می کن که دستور کر با صحبت از یناز به حمایت نظامی عملیات حفظ صالح راه را برای ورود یک عنصر قهرآمیز به راه حل گشوده است و لذا تمایز دیرینه میان تحمیل و حفظ صلح کنار گذاشته می شود راه حل حصول به ایهن خواسته هم استفاده از سازمانهای منطقه ایی است لیکن تشویق منطقه گرایی به نحوی که صورت گرفته است باعث پدیده ای آزار دهنده ایی همچون بیان سازمانها بوده که در یوگسلاوی شاهد آن بوده ایم، انعطاف پذیری باید حدی داشته باشد و فعالیت این سیاست های جدید از مزایای آن بیشتر است[9] اما به نظر می رسد که چنین همكاري به شورای امنیت اجازه دهد تا همکاری سازمانهایی را که دارای توانایی های قهر آمیز لازم هستند تسهیل و تشویق نماید و اعطای مجوز خود را جهت اجرای عملیات مربوط به امنیت دسته جمعی مشمول شرایط محدود کننده مقرر در فصل 8 ننماید.
[1] به نقل از صباحي، برزو -نقش سازمانها ي منطقه ايي در اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت – راهنما: جمشيد ممتاز - دانشگاه تهران 1379
[2] برزو صباحي- پيشين ص 143
[3] برزو صباحي- پيشين ص 146
[4] برزو صباحي- پيشين ص 145
[5] برزو صباحي- پيشين ص 146
[6] برزو صباحي- پيشين 147
[7] برزو صباحي- پيشين 149-148
[8] برزو صباحي- پيشين ص150-149
[9] برزو صباحي- پيشين ص 151 به نقل از :
Higgins, Rosalyn, united nation peacteeping , An early Rockoning of the second generation , ASIL, Proceeding of the 89 the Annual meeting, April 5-8-1995 / New yourk.